جدیدترین مطالب سایت
خانه » سبک زندگی » خانه و خانواده » همدلی و همزبونی در زندگی مشترک

همدلی و همزبونی در زندگی مشترک

بهترین خبر – معمولا در سال‌های اول زندگی مشترک، زن و شوهر برای جلب رضایت و فراهم کردن آسایش و آرامش همدیگر نهایت سعی و تلاش خود را می‌کنند.

سایت بهترین خبر

همدلی و همزبونی در زندگی مشترک

همه‌‌چیز زیباست، زندگی شیرین است و زن و شوهر بیشتر به یکدیگر ابراز محبت و علاقه می‌کنند اما بسیاری از زوج‌ها چند سال که از شروع زندگی‌شان می‌گذرد از سردی و یکنواختی روابطشان گله‌مند هستند و از اینکه رابطه آنها مانند سال‌های اولیه زندگی‌شان نیست ابراز ناراحتی و نارضایتی می‌کنند. نبود درک متقابل، ابراز علاقه و محبت نکردن، صرف نکردن وقت و انرژی لازم برای یکدیگر و اهمیت ندادن به نیازهای همدیگر و داشتن انتظارات نابجا از یکدیگر از عمده مواردی است که زوج‌ها از آن شکایت دارند.

دکتر سیدآرش تقوی، روانشناس سلامت و مدرس دانشگاه معتقد است همدلی کردن نه‌تنها کلید حل بسیاری از مشکلات و مسائل خانوادگی است بلکه از ایجاد یکنواختی و نارضایتی در طول زندگی مشترک هم جلوگیری می‌کند. اگر شما هم جزو آن دسته زوجینی هستید که گمان می‌کنید گذر زمان از میزان جذابیت، نشاط و شادابی زندگی مشترکتان کاسته و دچار رکود و یکنواختی شده‌اید با ما همراه شوید.

تعریف همدردی و همدلی

مواقع زیادی پیش می‌آید که همسر شما از مشکل و ناراحتی‌ای رنج می‌برد و شما متوجه این موضوع می‌شوید. بعضی افراد در برابر این حالت و احساس همسرشان واکنشی هیجانی و احساسی نشان می‌دهند. مثلا اگر همسرتان از یک روز پرمشغله و پرکار خسته و کوفته از سر کار برگشته و به شما می‌گوید: «امروز خیلی خسته شدم و حوصله ندارم، کاری به کارم نداشته باش.» در جوابش می‌گویید «من هم از صبح توی خونه خیلی کار کردم و مثل تو خسته‌ام.» یا می‌گویید: «اتفاقا من هم خیلی خسته‌ام پس تو هم کاری به‌کار من نداشته باش.» نه‌تنها موقعیت او را درک نکرده و با او همدلی نکرده‌اید بلکه با کلامتان به‌گونه‌ای به او فهمانده‌اید که وقتی به منزل می‌آید حق ندارد خسته باشد یا اگر هم خسته است نباید در این‌باره صحبتی بکند.

اما اگر به او بگویید: «درک می‌کنم میزان خستگی‌ات چقدر است، هر کس دیگری هم جای تو بود و چنین روز پرمشغله و پرکاری را سپری می‌کرد تا همین اندازه خسته می‌شد. » یا مثلا بگویید: «می‌فهمم کسی که این اندازه کار می‌کنه وقتی برمی‌گرده خونه انرژی‌ای براش باقی نمی‌مونه و ممکنه حوصله یه‌سری چیزها رو نداشته باشه» با او همدلی کرده‌اید.
همدلی یک واکنش شناختی و عقلانی است. به‌عبارت دیگر با همدلی‌کردن شما می‌فهمید که طرف مقابل دارای چه افکار و احساساتی است که به‌خاطر آنها هیجان یا رفتار خاصی را بروز می‌دهد.

تفاوت همدلی و همدردی

در فرایند همدردی نه‌تنها نمی‌توانید به طرف مقابل کمکی کنید بلکه برمیزان و شدت مشکل می‌افزایید و خود هم به‌نوعی دچار آن می‌شوید. حسن همدلی این است که به طرف مقابل می‌گویید که من می‌فهمم تو چه افکاری داری که با این مشکل مواجه شدی. با بیان جمله «من می‌فهمم» شما به جای یک واکنش هیجانی یک واکنش تحلیلی نشان داده‌اید و می‌توانید به‌عنوان فردی که بر اوضاع تسلط دارد طرف مقابل را آرام کنید به‌طوری‌که او به‌جای احساس تنهایی با شما احساس نزدیکی و انس کند. کسی که همدردی می‌کند از نظر روانی خودش هم دچار درد می‌شود و دیگر نمی‌تواند مشکل طرف مقابل را حل کند اما کسی که همدلی می‌کند علت درد دیگران را درک می‌کند و با پرداختن به آن علت می‌تواند از بار مشکل طرف مقابل بکاهد.

همدلی در زوجین

خیلی از زن و شوهرها هنگامی که با مشکل مواجه می‌شوند علت مشکل خود را اینگونه بیان می‌کنند: «ما تفاهم نداریم»، «ما درک متقابل نداریم»، «ما اهداف یکسان نداریم»، «نگاه ما نسبت به آینده و زندگی، مشترک و یکسان نیست» و… . هنگامی که زن و شوهر علت و ریشه مشکلات خود را در چنین مسائلی می‌بینند، همدلی می‌تواند به آنها بسیار کمک کند. همدلی در زوجین باعث تفاهم می‌شود. شاید خیلی افراد گمان می‌کنند تفاهم داشتن به معنی داشتن نقاط اشتراک است اما تفاهم بر وزن تفاعل به معنی فهم دوطرفه و متقابل است. همدلی‌کردن با همسر به معنی فهم افکار او است. ما از طریق همدلی می‌توانیم به درک نحوه تفکر و محتوا و شکل آن در همسرمان پی ببریم و هنگامی که به محتوا و شکل تفکر او دست پیدا کردیم چرایی احساسات او را بهتر درک خواهیم کرد.

از زاویه دید او به مسائل بنگرید

یکی از مهم‌ترین وظایفی که ما در طول زندگی به‌عهده داریم این است که بتوانیم افراد مهم زندگی‌مان را از نگاه خودشان بفهمیم نه از نگاه خودمان. این به‌معنای تأیید آنها نیست بلکه به این معناست که از زاویه و دریچه چشم آنها به موضوع نگاه کنیم تا بتوانیم به بهترین نحو آنها را درک کرده و بفهمیم. حال شاید این سؤال برای شما پیش بیاید که این مسئله در حل مشکلاتی که در ارتباط با افراد مهم زندگی با آنها مواجه می‌شویم چگونه می‌تواند کمک‌کننده باشد؟ هنگامی که نگاه شما به مشکل طرف مقابل‌تان همدلانه نیست درواقع چون از ابتدای امر نگاه و احساس او به موضوع را درک نمی‌کنید نمی‌توانید مسئله را به بهترین نحو حل کنید.

تغییر رفتار و خلق‌وخوی او را بپذیرید

شما در طول زندگی نقش‌های متفاوتی بازی می‌کنید؛ مثلا قبل از تولد فرزندان فقط نقش زن و شوهر را برعهده دارید اما بعد از تولد فرزندان علاوه بر نقش زن و شوهری باید نقش مادر و پدری را هم ایفا کنید. علاوه بر تغییر نقش‌ها خود شما هم در مراحل مختلف زندگی از نظر شخصیتی تغییر می‌کنید چون ویژگی‌ها، نیازها و حتی بعضا اهداف شما تغییر پیدا می‌کند. بسیاری از طلاق‌های عاطفی هنگامی اتفاق می‌افتد که زمان زیادی از زناشویی گذشته و زوجین احساس می‌کنند که همسرشان دیگر فرد سابق نیست، در حالی که این مسئله یک امر کاملا طبیعی است. شرایط زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیلی، معنوی و همچنین نقش‌هایی که افراد برعهده دارند در گذر عمر تغییر می‌کند. همه زن و شوهرها متوجه این تغییر در طرف مقابل می‌شوند اما متأسفانه بیشتر افراد به جای پذیرش این موضوع و یافتن ریشه و علت آن از این تغییر افسوس خورده و از اینکه همسرشان دیگر آدم سابق نیست، حسرت می‌خورند.

اگر شما هم مدتی است متوجه تغییراتی در همسرتان شده‌اید بهترین و همدلانه‌ترین برخورد این است که تلاش کنید بفهمید او برمبنای چه احساس، تفکر و عقیده‌ای دچار این تغییر شده است. برای مثال ممکن است تنها فرزند شما ازدواج کرده و دیگر با شما زندگی نمی‌کند و همسرتان از این مسئله کم‌حرف، گوشه‌گیر یا مضطرب شده است. هنگامی که متوجه این تغییر رفتار در او می‌شوید اگر شما هم مانند او ناراحت و مضطرب بشوید و مانند او از نبود فرزندتان احساس تنهایی کنید با او همدردی کرده‌اید. اما اگر به او بگویید «من درک می‌کنم و می‌فهمم که ازدواج فرزندمان اگرچه آرزوی تو بوده ولی باعث شده تو تنها بمانی» با او همدلی کرده‌اید.

او را در موقعیت‌های تنش‌زا درک کنید

در زندگی روزمره زیاد پیش می‌آید که افراد تحت فشارهای مقطعی و موقتی قرار می‌گیرند و از یک موقعیت تنش‌زا وارد موقعیت تنش‌زای دیگری می‌شوند مثل مسائل و مشکلات شغلی، اجتماعی، اقتصادی و… . زمانی می‌توانید بگویید که به‌عنوان همسر توانسته‌اید با شریک زندگی‌تان همدلی کنید که بتوانید به همسرتان حق بدهید و او را مجاز بدانید در اثر این فشارهای موقتی و مقطعی‌ که در طول روز ممکن است برای هر کسی پیش بیاید، کمی به‌هم‌ریخته باشد و علت به‌هم‌ریختگی همسرتان را در آن موقعیت تنش‌زا درک کنید.

کاهش انرژی حیاتی در زندگی که ناشی از تکرار یک امر لاینحل باشد را فرسودگی می‌گویند. مهم‌ترین خستگی و فرسودگی، مربوط به مسائل و دغدغه‌ها و مشکلات شغلی و مسائل لاینحل در خانواده است؛ یعنی زمانی که فرد احساس می‌کند چه تلاش بکند و چه تلاش نکند تغییر جدی‌ای در خانواده ایجاد نخواهد شد. ادامه این وضعیت سبب می‌شود فرد احساس سرخوردگی کند. معمولا در چنین موقعیت‌هایی فرد حس می‌کند شرایط موجود در خانواده مانند یک دیوار محکم دور تا دور او را گرفته و نه‌تنها نمی‌تواند وضعیت خانواده را به‌عنوان دیوار تغییر دهد بلکه وضعیت خود را هم نمی‌تواند به‌عنوان کسی که در این دیوار حبس شده است تغییر دهد. در چنین حالتی اصطلاحا می‌گویند فرد دچار فرسودگی و خستگی شده است. اگر همسر شما دچار چنین حالتی شده درک شما از علت این خستگی، می‌تواند در راستای رهایی از آن، بسیار کمک‌کننده باشد.

به‌عنوان یک همسر همدل و مسئول نباید قضاوت کنید و اینگونه نظر دهید که «ما هم در همین شرایط داریم زندگی می‌کنیم پس چرا ما خسته نمی‌شویم؟» میزان توان افراد در موقعیت‌های گوناگون متفاوت است. هنگامی که متوجه شدید همسرتان به چه دلیلی دچار این حالت شده و توانستید به او حق بدهید که در چنین شرایطی دچار خستگی و فرسودگی شده باشد تازه می‌توانید برای حل مشکل و بهبود وضعیت موجود اقدام کنید. تلاش کنید قسمتی از باری که روی دوش او سنگینی می‌کند را شما به دوش بکشید.

اگر در چنین شرایطی بدون هیچ‌گونه قضاوت و سرزنشی با همسرتان همدلی کرده و احساس او را درک کنید حتی اگر انرژی لازم برای کمک به او و جبران کم‌وکاستی‌هایش هم نداشته باشید با همدلی‌تان او را دلگرم‌‌تر کرده‌اید. همدلی شما سبب می‌شود او احساس کند که شما به‌عنوان همسر و شریک زندگی نه‌تنها او را مقصر نمی‌بینید و از او گلایه‌‌ای ندارید بلکه شرایط او را درک می‌کنید و در جبران کم‌کاری‌های او از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنید. ایجاد این حس همدلانه دوطرفه بین شما و همسرتان تحمل سختی شرایط موجود را برای هر دوی شما راحت‌تر کرده و انرژی و امید لازم را برای بهبود اوضاع در شما ایجاد می‌کند.

همواره شناخت‌تان از همدیگر را افزایش دهید

هنگامی که زن و شوهر چه از نظر سلیقه‌ای و چه از نظر شخصیتی و اخلاقی متوجه بشوند که در چه زمینه‌هایی با همدیگر شباهت و در چه زمینه‌هایی با همدیگر تفاوت دارند به شناخت بیشتری از یکدیگر می‌رسند. برخلاف آنچه تصور می‌کنید اگر شما و همسرتان از نظر سلیقه‌ای کمی با همدیگر تفاوت داشته باشید زندگی‌تان لذت‌بخش‌تر می‌شود چون تنوع سلیقه باعث افزایش روحیه و نشاط در زندگی‌تان می‌شود.

اما اگر تفاوت‌های شما با همسرتان در زمینه‌های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی زیاد است بدانید که با مشکلات جدی‌تر و ریشه‌ای‌تری روبه‌رو هستید. برای شناخت همین تفاوت‌ها و شباهت‌هاست که تأکید زیادی روی مشاوره پیش از ازدواج می‌شود. در مشاوره پیش از ازدواج مشاور سعی می‌کند به شما یاد بدهد که چگونه به تفاوت‌های سلیقه‌ای همدیگر احترام بگذارید و با تفاوت‌هایی که در زمینه‌های فرهنگی، مذهبی و… با طرف مقابل‌تان دارید برخورد کنید.

اگر هنگامی که با تفاوت‌هایی که از نظر فردی، فرهنگی، اجتماعی و ارزشی با همسرتان دارند مواجه می‌شوید بتوانید بفهمید که ریشه این تفاوت‌ها در چیست و کجاست بهتر می‌توانید طرف مقابل‌تان را درک کرده و به عقاید او در مقام همسر احترام بگذارید. درنتیجه با تنش و مشکلات کمتری مواجه می‌شوید و می‌توانید در کنار یکدیگر به دنبال صحیح‌ترین و بهترین‌راه‌ها باشید.

با دقت به صحبت‌های یکدیگر گوش کنید

برای اینکه بتوانید بهتر با طرف مقابل‌تان همدلی کنید باید اطلاعات زیادی از مسئله پیش‌رو داشته باشید تا بتوانید این اطلاعات را تجزیه و تحلیل کرده و درنهایت به نتیجه‌گیری برسید. دادن توجه مناسب و بجا بیشترین میزان صمیمیت را بین افراد ایجاد می‌کند. یکی از مهم‌ترین فنون و روش‌هایی که به شما در همدلی کردن بهتر با افراد کمک می‌کند گوش دادن فعال است.

گوش دادن فعال فنی است که طی آن نه‌تنها متوجه می‌شویم که دقیقا حرف طرف مقابل چیست بلکه طرف روبه‌رو نیز حس می‌کند که ما با توجه و دقت بالایی حرف او را گوش می‌دهیم. هنگامی که همسرتان درباره موضوعی با شما صحبت می‌کند حین گوش دادن به صحبت‌های او هر جا لازم بود از او سؤال بپرسید و توضیح بیشتری بخواهید. لابه‌لای بحث آنچه از به صحبت‌های او درک کرده‌اید را برایش توضیح دهید.

اینکه همسرتان به‌عنوان گوینده حس کند که شما با دقت به حرف‌هایش گوش می‌دهید و آنها را پردازش می‌کنید حس خوشایند رضایتمندی را تجربه می‌کند و در لابه‌لای حرف‌هایش بهتر می‌تواند حسش را به شما منتقل کند. شما هم متقابلا بهتر می‌توانید احساس واقعی او را درک کنید.

دکتر علیرضا شیری، متخصص مهارت‌های ارتباطی است. این هفته او به سؤالات شما پاسخ داده است.

دختری ۲۶ساله هستم اهل یکی از شهرستان‌ها. ۴ماه است که عقد کردم و عروس تهران شدم. همسرم از همه نظر مرد خوبیه ولی آن اوایل که می‌خواستم قبول کنم که عروس شهر دیگری بشوم با قاطعیت تمام گفتم مشکلی ندارم؛ راستش از ترس اینکه سنم داره می‌ره بالا و شاید همسر با شرایط شغلی خوب نصیبم نشود چون شغل و تحصیلات طرف هم برای خودم و هم خانواده‌ام مهم بود.

اما حالا با گذشت چندماه فهمیدم دوری از شهرو خانواده‌ام علی‌الخصوص مادرم، بی‌نهایت دشوار است. همه زندگی‌ام شده گریه.

همسرم را دوست دارم اما مادرم را بیشتر دوست دارم. همسرم هم دراین مدت به خاطرحرفای من شدیدا اذیت شده. احساس می‌کنم دیگه علاقه آنچنانی به زندگی متاهلی ندارم چون مامانم شدیدا به من وابسته است و دخترآخری هستم و یک جورایی آچار فرانسه خونه بودم. راهنمایی‌ام کنید لطفا.

«چون مامانم شدیدا به من وابسته است و دخترآخری هستم و یک جورایی آچار فرانسه خونه بودم و…» پاسخ شما در همین ۲ جمله است که نوشته‌اید. بعضا در زمان کودکی، پیام‌هایی را که از محیط اطراف و علی‌الخصوص پدر و مادرمان می‌گیریم تبدیل به تصمیماتی خاص، مهم و تأثیرگذار در زندگی‌مان می‌کنیم. برخی از این پیام‌ها «سوق‌دهنده و محرک» هستند و سکان‌دار زندگی ما می‌شوند و ما را طبق همان فرمان به جلو می‌برند و برخی دیگر نقش «بازدارنده» دارند و مانند ترمزی در مسیر زندگی‌مان عمل می‌کنند و شتاب حرکتمان را کند می‌کنند.

یکی از این پیام‌های بازدارنده، پیامی است تحت عنوان «بزرگ نشو!» افرادی که این پیغام را دریافت می‌کنند به‌صورت غیرطبیعی به والدین خود وابستگی پیدا می‌کنند. (یکی از دلایل آن توجه بیش از حد والدین به کودک است که در فرزندان آخر نیز بیشتر مطرح است) از طرفی این پیغام تبدیل می‌شود به بخشی از داستان زندگی‌شان! که بعدها در بزرگسالی هم طبق همان داستان نوشته شده رفتار می‌کنند؛ چیزی که به‌نظر می‌رسد در مورد شما هم‌اکنون صادق باشد.

افرادی که فقط براساس داستان زندگی نوشته شده در کودکی‌شان (براساس همان پیام‌های دریافتی ذکر شده) عمل می‌کنند بدون اینکه متوجه باشند در دامی می‌افتند که خروج از آن بسیار سخت خواهد بود. البته زندگی براساس این داستان آنچنان نامحسوس است که تصور نمی‌کنیم مسیر زندگی‌مان را به اشتباه در حال طی کردن هستیم! بازدارنده «بزرگ نشو» در زندگی به‌نظر می‌رسد که در شرایط فعلی شما فعال شده و سکان دار زندگی شما شده است! و این یعنی «بالغ» (قسمت عقل و منطق) شخصیت شما توسط «کودک» دچار آلودگی شده است.

بنابراین پیشنهاد می‌شود خیلی سریع خودتان را از دنیای کودکی جدا کنید و به زندگی مشترکتان که امن‌ترین جا و بهترین تصمیمتان است لطمه وارد نکنید./ هما رئوفی – همشهری آنلاین


نوشتن دیدگاه

لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با ما، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.
4.تمامی دیدگاه های منتشر شده در بهترین خبر مورد تایید سایت بهترین خبر نبوده و فقط نظر شخصی کاربران می باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

جای عدد خالی را پر کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


IP Blocking Protection is enabled by IP Address Blocker from LionScripts.com.